حُبابِ پژوهش

رشد و پیشرفت علم و پژوهش به صورت حبابی پیش نمی‌رود؛ باید موج پژوهشی ایجاد کرد. ساختن موج پژوهشی یعنی همان سرمایه‌گذاری حقیقی روی پژوهش که با جلوه‌گری حبابی پژوهش در تضاد است.

یکی از دغدغه‌های همیشگی‌مان در حباب بازی، زیاد کردن حباب‌ها بود. برادرم که از من بزرگتر است، یک خودکار بیک مخصوص این بازی کنار گذاشته بود. بااینکه دوران ابتدایی، مشق‌ها را با مداد می‌نوشتم، ولی وقتی هوس حباب بازی سرمان می‌زد، سریع یک خودکار بیک جفت‌وجور می‌کردم. دوست داشتیم حباب درست بکنیم؛ بعدش یکی‌یکی دنبالشان کنیم و بترکانیم. یک خودکار بیک، یک پیاله پر از آب و مقدار کمی مایع ظرفشویی کارمان را راه می‌انداخت. البته اخیراً که تو ترافیک چراغ قرمز بودم، دیدم که دستفروش، دستگاهی دستش بود که شبیه تفنگ کمری بود؛ ماشه را می‌چکاند و حباب را می‌فشاند. بله این روزها حباب سازی هم حرفه‌ای شده؛ مثلاً همین حباب‌های اقتصادی که امروزه همه کاس و کوزه‌ها را سرش می‌شکنند، یا مثلاً حباب‌های پژوهشی؛ طرف یک نَفَسه چندین حباب مقاله و کتاب و … تولید کرده است؛ یا حرفه‌ای‌تر از این، طرف با سرمایه‌گذاری بسیار زیاد، جریان پژوهشی حبابی راه انداخته و پژوهشگرانی استخدام کرده که همگی حباب بازی می‌کنند؛ ولی واقعاً پژوهش غیر حبابی یا جریان پژوهشی غیر حبابی چطوری میشه؟ بیدل دهلوی در یک مصرع دل‌ها را روانه دریا کرده؛ و حباب را مقابل موج قرار داده؛ هزار موج کمر بسته در کمین حباب… به عبارت دیگر غیر حباب بودن، یعنی موج بودن.

اصل کار ما با لوله خودکار بود؛ مغزی خودکار را در می‌آوردیم؛ مقداری مایع ظرفشویی داخل کاسه می‌ریختیم و کمی آب را با آن به هم می‌زدیم؛ یک طرف لوله خودکار را داخل مخلوط آب – ریکا کرده و بیرون می‌آوردیم و از طرف دیگر فوتش می‌کردیم تا حباب درست بشود؛ فقط با یک نَفَس، 10 تا حباب می‌ساختیم؛ هرچه حباب بیشتر، ما دل‌خوش‌تر؛ حباب که بودنش با نبودنش یکی است، فقط به درد بازی چنددقیقه‌ای می‌خورد؛ دوست داشتیم حباب‌های ما بیشتر بمانند، ولی نمی‌شد؛ مثل همین سرمایه‌گذاری‌های حبابی روی پژوهش یا دقیق‌ترش حکمرانی حبابی پژوهش؛ که به قول مرحوم قانعی‌راد در کتاب «اجتماعات علمی و دانشگاه ایرانی»، به جای ساختن بنیان‌های علم، ریختن منابع مالی برای ساختن پژوهشکده و … را ترجیح می‌دهند. البته مثل بازی ما که سعی می‌کردیم مثلاً با زیاد کردن مقدار ریکا در ماده حباب یا کارهای دیگر، ماندگاری حباب را بالا ببریم، برخی نیز سعی دارند این حباب‌ها را شکیل کنند و زینت دهند و ماندگارشان نمایند؛ ولی کاش می‌شد، نه نمی‌شود؛ کم‌کم که بزرگ‌تر شدیم، فهمیدیم حباب، حباب است!

رشد و پیشرفت علم و پژوهش به صورت حبابی پیش نمی‌رود؛ باید موج پژوهشی ایجاد کرد. ساختن موج پژوهشی یعنی همان سرمایه‌گذاری حقیقی روی پژوهش که با جلوه‌گری حبابی پژوهش در تضاد است. پول هنگفتی می‌ریزند تا فلان رشته را راه بیندازند؛ ساختمان پژوهشگاه را می‌زنند سپس برایش سه پژوهشکده و برای هر پژوهشکده سه گروه تعریف می‌کنند و در مدت بسیار اندکی حدود 20 نفر هیئت‌علمی می‌گیرند؛ یعنی همه چیز از همان پول اولیه و از بالا به پایین شروع می‌شود؛ کاری به این ندارند که اصلاً پژوهش یعنی چه؟ علم چگونه تولید می‌شود؟ و این می‌شود که در مدت بسیار اندک حبابی درخشان، اظهار مرجعیت کرده و چند زمانی بر خود می‌بالد (تا حدی که: در محیط از خودنمایی‌ها نمی‌گنجد حباب…) و در نهایت می‌ترکد؛ اگرچه در ساختن این حباب‌ها سعی می‌کنند مایع ظرفشویی‌اش را زیادتر کنند، یا لوله خودکارش را عوض کنند و آبش را کم‌وزیاد بکنند تا این حباب‌ها بیشتر شوند و ماندگار؛ ولی نمی‌شود؛ چراکه: می‌رود از موج بر باد فنا نقش حباب … . شاید اصلاً علت ایجاد این حباب‌ها، همان شکست موج باشد؛ یعنی: شکست موج بُوَد باعث بنای حباب…

موج پژوهش، سرمایه‌گذاری حقیقی روی پژوهش یا حکمرانی کوثری پژوهش، ناشی از رشد طبیعی پژوهش است. برای ایجاد پژوهشگاه، باید بنیان و فضای پژوهش را ایجاد کرد؛ و آن هم پژوهشگر و فضای او است. به عبارت دیگر، پژوهشگاه، از جمع شدن پژوهشگران گرد هم، ایجاد می‌شود و پسینی است؛ نه اینکه اول پژوهشگاه بزنیم و سپس پژوهشگران را جمع بکنیم. در نگاه کوثری به پژوهش، فرد پژوهشگر بسیار مهم است و همه چیز روی آن چیده می‌شود و بالا می‌آید تا اینکه می‌شود: گروه، پژوهشکده و پژوهشگاه.

بعدها دیگر به بازی چنددقیقه‌ای عادت کرده بودیم و دنبال زیاد کردن و تکاثر حباب نمی‌رفتیم، چون فهمیدیم که چنین انتظاری از آن درست نبوده است. یک‌ دفعه لوله خودکار را داخل کاسه آب-ریکا گذاشتم و دیگر بیرون نیاوردم، داخل همان کاسه فوت کردم؛ چیز جدیدی کشف کرده بودم؛ کلی حباب روی کاسه درست شد؛ خیلی ذوق کردم؛ ولی باز هم می‌دانستم که رفتنی هستند: «فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذهَبُ جُفاءً»… مرجعیت‌های حبابی رفتنی هستند، مرجعیتی که به درد مردم بخورد ایجاد می‌شود و می‌ماند «وَأَمّا ما يَنفَعُ النّاسَ فَيَمكُثُ فِي الأَرضِ» (سوره مبارکه رعد، آیه 17).

پژوهشی که به درد مردم می‌خورد، مرجعیت کوثری پیدا می‌کند و می‌ماند. جریان حکمرانی کوثری پژوهش را می‌توان در قالب یک مثلث نشان داد، که کار حکمران، تنظیم مناسبات سه ضلع آن است:

اگر هر کدام از این سه ضلع وجود نداشته باشند یا باهمدیگر مرتبط نباشند، حباب‌های پژوهشی ایجاد خواهند شد. شأن و اعتبار حباب‌های پژوهشی که بالکل مجازی است؛ تاب‌وتوان رقابت با پژوهش حقیقی را نخواهد داشت و اینجاست که شروع می‌کند تیشه به ریشه پژوهش حقیقی را؛ تا خودش زنده بماند. در پژوهش کوثری اولاً شخص پژوهشگر و استقلال علمی وی مهم است، ثانیاً پژوهشگر در داخل مؤسسه و مکتب خودش دیده می‌شود و نمی‌توان او را از آن خارج کرد چون مثل ماهی درون آب است؛ ثالثاً بانی پژوهش بر اساس نیازها و دردهای خودش وارد تعامل با پژوهشگر داخل مؤسسه می‌شود؛ و راه‌حل دردهایش را می‌خواهد نه تولید حباب پژوهشی. در این بین کار حکمران پژوهش هم تسهیل‌گری این روابط سه گانه است. از طریق این حکمرانی پژوهش طبیعی، قوام پژوهش و بنای علم، تضمین خواهد شد؛ ولی کار ساده‌‌ای نیست و هنوز باید روی ظریف‌کاری‌ها و مدل اسلامی-ایرانی آن کار کنیم.

حکمرانی حبابی پژوهش، پژوهش را به یک کالای لوکس تبدیل می‌کند که ارزشش مثل همان حباب بازی ما، لذت چنددقیقه‌ای است؛ و اگر حکمرانی حبابی در پژوهش رها نشود، حکمرانی حبابی در کلّ حاکمیّت (یا شاید بتوان گفت و من دوست دارم بگویم حکمرانی نفتی) هم رها نخواهد شد. هر کاری هم بکنیم حباب، حباب است؛ انتظار ماندگاری و ثبات از آن نمی‌رود. گویا انقلاب اسلامی رهنمودهای کوثری فراوانی برای حکمرانی کلّی و حکمرانی پژوهش به ارمغان آورده است؛ که مثل موج، تلاطم همیشگی دارد؛ و همه حباب بازی‌ها را پس زده است؛ ولی باید به آن‌ها توجّه کرد و دل سپرد.

یک‌بار حباب بازی‌ام را با لوله پولیکای تقریباً ده اینچ، و یک تشت بزرگ پر از آب-ریکا انجام دادم؛ عجب حباب‌های بزرگی درست می‌کردم، ولی خیلی نازک‌نارنجی بودند و زود می‌ترکیدند؛ به قول سهراب سپهری خیلی نگران و مضطرب بودند (به حباب نگران لب یک رود ، قسم…)؛ ولی وقتی آن‌ها را روی آب تشت درست می‌کردم دقایق بیشتری تاب می‌آوردند؛ ولی داستان حباب‌بازی من، باز هم تراژدیک شد. امیدوارم داستان حکمرانی پژوهش در کشور، قبل از اینکه تراژدی بشود، فرق حکمرانی تکاثری(حبابی) با حکمرانی کوثری پژوهش(حقیقی و طبیعی) را در خود بنگارد، و مسیرش را نقّاشی بنماید و سپس آن را بپیماید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *