بسم الله الرحمن الرحیم(نسخه آزمایشی)

نهمین جلسه از سلسله جلسات قصه(تاریخچه) دانشگاه به همت حلقه حکمرانی علوم به صورت مجازی برگزار شد.

روز پنجشنبه ۲۲ اسفند ۹۸ در ادامه برگزاری سلسله جلسات قصه دانشگاه، دومین جلسه مجازی تشکیل گردید. در این جلسه آقای دکتر مصباح الهدی باقری به تکمیل روایت دهه دوم دانشگاه (در مرحله سوم عمر دانشگاه) پرداختند.

 حلقه حکمرانی علوم اجتماعی مرکز رشد با هدف فهم اراده‌ی فعال و نظام‌مند جبهه باطل در راهبری علوم اجتماعی (غایت‌ها، سازوکارها و ابزارها) و مواجهه جهادی با آن شکل گرفته است. یکی از محافل اصلی علم در جهان، پدیده مدرن دانشگاه است. اگرچه تولید و انتشار علم، در آن خلاصه نمی‌شود ولی در نوع مواجهه ایران با این پدیده، دانشگاه به عنوان مرجع نسبتاً متمرکز و غالب علم و تخصص شناخته می‌شود. فهم پدیده دانشگاه، نوع مواجهه ایرانی با آن و فهم مختصات آن در بستر انقلاب اسلامی در دستور کار حلقه قرار دارد تا بتواند نسخه‌ای کارآمد از دانشگاه برای انقلاب اسلامی ارائه دهد.

اگرچه منابع فراوانی در باب تاریخ ساخت دانشگاه و مواجهه آن با ایران وجود دارد ولی وضعیت تغییر یافته این مواجهه پس از انقلاب اسلامی (به عنوان مواجهه عظیم جبهه حق و باطل) مغفول است. از این جهت بر آن شدیم که ایده دانشگاه در عصر انقلاب اسلامی را بشناسیم و سراغ یک دانشگاه شکل‌گرفته در این انقلاب یعنی دانشگاه امام صادق علیه‌السلام رفتیم. دانشگاهی که در سال ۱۳۶۱ تأسیس شده و  اکنون در آستانه ۴۰ سالگی است.

شناخت هویت دانشگاه، انگیزه مؤسسان آن، نحوه نضج‌گیری و تثبیت آن مورد سؤال واقع شدند و مبتنی بر آن‌ها جلسات قصه دانشگاه امام صادق علیه‌السلام شکل گرفت. در این خصوص روز پنجشنبه ۲۲ اسفند ۹۸ در ادامه برگزاری سلسله جلسات این موضوع، دومین جلسه مجازی تشکیل گردید. در این جلسه آقای دکتر مصباح الهدی باقری به تکمیل روایت دهه دوم دانشگاه (در مرحله سوم عمر دانشگاه) پرداختند.

دانشگاه امام صادق علیه‌السلام در دهه دوم با حوزه‌های توسعه‌ای مواجه شد، البته توسعه‌ای زودهنگام و تا حدی نابهنجار. این توسعه نابهنجار و متورم شدن جریان اداری دانشگاه(به جای مأموریتی آن) از یک سو و  مسلک و مسیر خلقی و معرفتی و بی ادعائی و بعضاً اختیار کردن کنج عزلت)  بنیان‌گذاران دانشگاه از سویی دیگر و همچنین کم شدن روحیه طلب در دانشجویان از طرف دیگر، دست به دست هم دادند تا دانشگاه بزرگ و بزرگ‌تر شده و در عین حال نوعی رهاشدگی و بی تولیتی در برخی حوزه‌ها  را نشان دهد. این بی تولیتی، تأثیرات فراوانی بر جریان علمی و ساختاری دانشگاه داشت که شکل‌گیری حتی برخی جریان‌های انحرافی (اعتقادی و اخلاقی)  حاصل این نوع رهاشدگی بود.  جلسات اخلاق دانشگاه کم رونق شدند و نگاه‌های تربیتی بالا به پایین و پسینی شکل گرفتند که حاصل آن ایجاد و پررونق شدن ساختار تنبیهی(به جای استقرار  نظام تربیتی) در دانشگاه بود. جریان کارمندی در دانشگاه باب شده بود و دیگر نگاه‌های مربی‌گرانه آن‌چنان کارگشا نبودند. تأسیس رشته‌های مدیریت و حقوق هم، تأثیر شگرفی در فرهنگ دانشگاه داشت. همچنین در این دوره،ترس از آینده شغلی به موازات فضای بیرون دانشگاه، در دانشجویان قوت گرفت و انرژی متراکمی از ایشان را سلب کرد. هیئت دانشجویی به تازگی شکل گرفته بود ولی برد آن‌چنانی نداشت. اخلاقیات در دانشگاه کم‌رنگ شده و بعضاً با برخی بی‌اخلاقی‌ها و بداخلاقی‌ها جابجا شده بود.

 البته در این برهه افرادی هم در ساختار دانشگاه مثل آموزش یا گزینش بودند که نگاه‌های تربیتی داشتند ولی به‌ واسطه سابقه و تجربه کم ، بُرد آن‌ها مانند مربیان سال‌های ابتدایی نبود.

شاید یکی از پرفروغ‌ترین طرح‌ها و فعالیت‌های علمی دانشگاه در آن دوره،کلید خوردن طرح مطالعه آثار شهید مطهری از سال ۷۳ به صورت مباحثه‌ای توسط برخی دانش‌آموختگان از جمله دکتر خندان با همراهی تعدادی دانشجویان بود که نتیجه آن از سال ۷۸ به عنوان جایگزین واحدهای درسی حیطه آموزشی اصول عقاید به برنامه درسی وارد شد.

مطالعه و بررسی دهه هفتاد به ‌عنوان یکی از نقاط عطف تاریخ دانشگاه، شاید امروزمان را درست‌تر و دقیق‌تر شرح دهد.

اشتراک گذاری


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *